شيخ محمد جعفر امامى
28
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
خواندن و نوشتن آشنا نبودند ، حساب موضوعات مختلف را با ريگها نگه مىداشتند . « 1 » [ أَحَقّ : ] « أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ » « أَحَقّ » از مادّهء « حق » ( شايستهتر ) ، گر چه « افعل التفضيل » است ، ولى در اينجا به معناى مقايسهء دو چيز در شايستگى نيامده است ؛ بلكه « شايسته » و « ناشايسته » اى را مقايسه مىكند ، و اين در آيات قرآن ، احاديث و سخنان روزمره نمونههاى زيادى دارد . « 2 » [ أَحْقاب : ] « لَابِثِينَ فِيها أَحْقاباً » « أَحْقاب » جمع « حقب » ( بر وزن قفل ) به معناى مدت نامعلومى از زمان است . بعضى آن را به هشتاد سال ، بعضى هفتاد و بعضى چهل سال تفسير كردهاند ؛ و چون از اين تعبير به نظر مىآيد كه دوزخيان مدتهايى طولانى در دوزخ مىمانند ، و سرانجام پايان مىيابد ، و اين با آيات خلود و عذاب دائم تضاد دارد ، هر كدام در تفسير آن راهى را پوييدهاند . معروف ميان مفسران اين است كه منظور از « أَحْقاب » در اينجا اين است كه مدتهايى طولانى و ساليان دراز پى در پى مىآيد و مىگذرد ، بى آن كه پايان يابد ؛ و هر زمانى كه مىگذرد ، زمان ديگرى جانشين آن مىشود . در بعضى از روايات نيز آمده است كه اين آيه دربارهء گنهكارانى است كه سرانجام پاك مىشوند و از دوزخ آزاد مىگردند ، نه كافرانى كه مخلّد در آتشند . « 3 » [ أَحْلام : ] « قالُوا أَضْعاثُ أَحْلامٍ » « أَحْلام » جمع « حُلُم » ( بر وزن نهم ) به معناى خواب و رؤيا و عقل است و جمع « حُلْم » ( بر وزن ظلم ) به معناى خواب و رؤياست . و از آنجا كه براى جمعآورى يك بسته هيزم و مانند آن يك مشت اشياى پراكنده را روى هم مىگذارند ، اين تعبير به خوابهاى آشفته و پراكنده اطلاق شده است . « 4 » [ أَحْوى : ] « فَجَعَلَهُ غُثآءً أَحْوَى » « أَحْوى » از مادّهء « حُوّه » ( بر وزن قُوّه ) به معناى رنگ سبز سير ، و گاه به معناى رنگ سياه آمده است . و هر دو به يك معنا باز مىگردد ؛ چرا كه رنگ سبزِ سير ، همواره متمايل به سياهى است . و اين تعبير به خاطر آن است كه گياهان خشك ، هنگامى
--> ( 1 ) . طلاق ، آيهء 1 ( ج 24 ، ص 233 ) ( 2 ) . توبه ، آيهء 108 ( ج 8 ، ص 179 ) ( 3 ) . نبأ ، آيهء 23 ( ج 26 ، ص 53 ) ( 4 ) . يوسف ، آيهء 44 ( ج 9 ، ص 498 ) ؛ انبياء ، آيهء 5 ( ج 13 ، ص 390 ) ؛ طور ، آيهء 32 ( ج 22 ، ص 459 )